-
/رود و دریا/
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:58
در مسیر رود بود سنگلاخ ها رود زصخره زدو شد سیلاب ها آرزویش به دریا رسیدن میرفت در مسیر دریا چه بود سنگلاخ ها رود گلالود شد از سنگ خاک گرفته مدتی ماندو بو گرفت زسنگلاخ ها سد او شدن تا به دریا نرسد سد او که اندیشه دریا شدن ها خروش او باران میگرفت زسنگ شکستو شد همره دریاها شاعر-حسام الدین شفیعیان
-
گذر از پست مدرن
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:57
آسمان یا زمین برای تدافع فکر یا تهاجم فکر نه تهاجم فکر نه تدافع فکرو نه تخاصم فکر مرحم فکر مرحمت فکر مرحمی در فکر هنر پلویری نیست هنر بافتنی نیست هنر پوشیدنی بر فکرست میزان درستی فکر میزان شعرو میزان شاعری شعر گفتن مرحم هنر نشد درون هنرمند را گذران گذر کن از بند درون شعر فقط جای آن خوب را درست گفتن کافکا یا هدایت یا...
-
پازل تفکرات
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:57
یک نفر پتک زمغزی زد گفت من عقاید زفکر خود فقط یک دیگر تبر زفکر او زد و یک دیگر گل زدو عقیده زد یکی مرحم فکر شد یکی رنج فکر آری جهان بعد فکرهاست جهان بر بعد فکر هاست میز گفتمان نجوم و فلسفه غربو شرق میز گفتمان عقاید نیامده از بطن عقاید بر هم صحبت جهان هست صحبت حرفهای دگر نوبرداشت از عقاید در بن شعر از برای هم نقطه نقطه...
-
شهری رویایی
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:56
یک سبد شعر برای کلبه ی تنهایی یک سبد واژه پر از حجم دردو کمی بارانی نغمه ای که مرا میبرد با خود به شهری رویایی آنجا باغبان داشت گلی و گیاهو دلی دریایی پشت پرچین اقاقی یک نفر شعر میخواند از غم واژه کمی حرف کمی گل میکاشت جای حرفم نبود طاقچه ی حجم هجایای کشیده روی کلمات پتک انگیز ترین خورد کننده داشت کلمه روی ردیف صبح...
-
فانوس دریایی
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:55
موج میفشاند دریا میزند صخره میخورد دریا ساحلی دارد که فانوسکی شب برده در خود آن را میان تلاطم دریا موج میفشاند و درون خود سکوت هست تابوت درون آب تار میزند بر ان سمفونی جنگ اما صلح درونش سفید برده تابوت را دریا موج میخورد و تابوت میفتد درون اعماق آب بردگی ساحلی که میخورد تابوت را نقطه صفر دریا ساحل شنی هست اینجا درون...
-
/نظر کن به دور گردش ایام.../
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:54
غمی در دور گردون هی نظر کن به دور گردش ایام نظر کن ببین آشفته گشت حالم زایام نگاهی بر دل آشفته سر کن ببینا تا به کی در خود چو نظر کن نظر بر حال ما کن گر گذر کن شگفتا از همه آشفته حالی غمی دیرینه آشفته زحالی نگاهی کن ببین قلبم شکسته دلم غم بارو غم در من شکسته نگارا ای فروزاننده چو پرتو چو در بارانو چو در باریدن اشک منی...
-
تیک تاک ساعت
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:53
تیک تاک ساعت که میگه این غروب رخت بر میبنده توی یک ساعت شنی وسط نقطه غمینه هر دلی دارد هوایی این هوا بازم غمینه تیک تاک ساعت که میره باز هوا ماتم بگیره این غروب ماتم انگیز توی این قصه چنینه باز بگو با من غریبه حرف آشنایی چنینه این چنین خود در همیم باز در درون آینه غمینه درد را فریاد چه حاصل خود بگوید قصه همینه لالادل...
-
کشتی و طوفان
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:53
ای کشتی زطوفان اگر رد کنی زساحل چو لنگر اگر پرت کنی زاستحکام کشتی مشو کاپیتان غرور اگر ورطه طوفان زخدا یاد کنی زآن در ورطه موجی غمین زخوشحالی زآن چون رد کنی زبهر خطر اگر این خطر رد کنی همیشه زخدا چون توجه کنی ببینی که دریا همی ساحلست که از آن تا به آن چون چو برگردی زدریا موجو طوفان به یاد خدا چون توجه کنی در آن گر...
-
/فصل رفتن ها/
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:52
اسطوره ی تاریخ کهن شوالیه ی درد های زمین قصه ی ماقبل از عدم بر ختم جایی در قصیده ی تبلور پنهان از زندگی پازلی از چند اپیزودیه غمبار از فصل زمستان تا پائیز تک نواز سمفونی مرگ قطعه ای از متینگ تنهایی بار شکستن ماضی های بعید هر چه قبل بود حال بعید تکرار فاعلاتن فاعلاتن های فالش مغز تمامیه مداد هایت برایت غم مینوازد نت...
-
/پیانو وسط جنگ /
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:51
/پیانو وسط جنگ / تق تق ,سی لا سل فا می ر دو افتاده افتاده دو ر می فا سل لا سی پرچم پرچم لا سی دو ر می فا سل پیانو وسط جنگ سی یک سی دو سی سی سی چهار سی پنج سی شش سی هفت سی هشت شروع نت در جنگ خط انتهای نواختن سمفونی صلح فشنگ تق تق باروت خیس خورده کمپوت فشنگ خالی کنسرو تن خوراک لوبیا با ماست دبه روغن نفت آتشبار آذوقه ی...
-
/غروب کلاغ ها/
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:49
/غروب کلاغ ها/ غروب کلاغ ها روی سیم خاردار مرداب غروب تمامی جغرافیای کبوتران پریده از خارهای سیم دار شیب تاریخی رو به سمت فتادن خود ساختمان سیب گاز خورده ترین تاریخ سیب دار مارک پل سیب سکوت منور گوشی کامپیوتری ایکس وان تو کارگردان فیلم خرس های طلایی غم زده کلاغ های پاپیون زده پدر خوانده از مادر نزائیده گاد فادر های...
-
/مجسمه از یاد رفته/
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:44
/مجسمه از یاد رفته/ مجسمه پارک از یاد رفته نیمکت خالی بر باد رفته تراژدی تلخ حرف زدن مجسمه با نیمکت بر وای رفته وا رفته دمر بر کاج رفته سپر بر تاراج رفته خسته از نگاه خورشید گرما زده پیش ماه رفته شلوغی خالی از تمدن زندگینامه ی قرن چند خسته تاریخ وفات سازنده مجسمه قبل تر از خود شخصیت بر باد رفته انگار مجسمه راه میرود...
-
/زندگی از تولد تا تولد دوباره/
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:43
کودک درون رحم مادر در فکر چرخش دور زمینست بدنیا میاید انگار در پیچ تاب رفتن درون زمین هست انگار زمین بازگشت دوباره برای برگشتش نیست شاید جو جبر زمین اسیر درون آدمک های برون آمده هست مردی به مادرش زنگ زدو گفت بازگشت من بسوی کجاست مادر گفت بازگشت تو بسوی زندگی برای ابدیت هست من را تولد تو بود و بقیه آن نه دست من بازگشت...
-
/چراغ قرمز زمین جایی در چهارراه زندگی.../
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:42
/چراغ قرمز زمین جایی در چهارراه زندگی.../ شهری در آهن در شهر آجر آجری بر مترسک غول پیکر آجرها مترسک شده اند شهر تاریک شده غم آجر شده سیم خارداری دور حصار قلب آدمک ها شهر جای پرواز آدمک ها شده میان خلوت شهر فریاد زدم باز که شهر را جای مزرعه کلاغ هم بی خانه شده کلاغ قصه ها آخرین مسافر شهرست مسافران شهر عقاب های تیز بال...
-
/دفتر کاهی تاریخی/
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:41
/دفتر کاهی تاریخی/ مثال مغز مداد شکسته ام یک کاغذ پر از خط نانوشته ام کتاب را باز میکنی و من درون ورق های کاهی گذشته ام خط میخی قوز کرده در تکامل یک سنگم سنگ نوشته باستانی گم شده در دفتر صد برگم صدای بلبلی درون پیچک خود میپیچم درون غار تنهایی تاریخ دفتر پر از رازو و برگم حسام الدین شفیعیان
-
/خط اعتدال وسط خط شعر/
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:40
/خط اعتدال وسط خط شعر/ نه تسلسل مدار میگردم نه سمبولیسم خواه فقط مینگرم نه سفسطه وار دور فلسفه چالش بر انگیزم نه از آن سمت فلسفه میفتم نه از این سمت آن چند اپیزود بهم ریخته در شعر حل شده در تفکر برون قرنی بیست و یک نه خورده بورژوایم نه اسیر دست نوستالوژی شدهمیان تمام نوستالوژی هایم خط اعتدالست درون فقر خورده ی تاریخ...
-
/شب فانوسی/
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:39
/شب فانوسی/ روزگاریست که شکر خنده غمی میدارم از شکر خنده نمک در غم خود پندارم راهی که رود مرحم جانانه زآن دو سه بیتی غزلی میخوانم شب زفانوس اگر راه شد از بحر قلم چند بیتی زنو شعر زنو میدارم حسام الدین شفیعیان
-
آری اینچنین هست انسان
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:38
پر شکوه چو آسمان که آسمان بر آن آسمان بر نگاه ما چه جریان دارد بر آسمان چه غوغایی از دریای بیکران دریای زمین امتداد ش کجاست و آسمان انتهایش کجاست آسمان نهایت اوج اقتدار چه آفرینش زیبایی در چشمان انسان تفکر مایه نهال در بذر اندیشه درست درست اندر درستی اندر نهال بذر درست مزرعه ای که زمین آن آسمان آن آنی در آنی تفکر زآن...
-
/رد شدن از خود درون ساختن زخود /
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:37
/رد شدن از خود درون ساختن زخود / رد میشود مردی از سنگ بی قبری سنگ در صدا آمد ای مرد چه میجنگی گفتا زبهر رفتن گفتا زمرده افکن نظر بیفکن از قبر ببین چه سرد هست مردن ما تند دویده رفتیم ما کند دویده رفتیم ای زنده زمردن مردن زتند دویدن مرگ ارابه ران قصه مرگ اسب تیز دویدن مرد از نظر زسنگی قبر از نظر زمردی گفتا کجای قصه مردن...
-
/پازل باران زده/
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:36
/پازل باران زده/ بین این فاصله را خط بزن دو سه بیتی هم شده فاصله را ضرب بزن ضرب بر کلمات واژه را نقطه سر خط مزن ای از قصه ها سرشار آمده در کاغذی آدمکی شده آدمک شعر مرا با خود خود رقص بزن تکیده چون برگ پائیزی بر خشک دم قلمم مرکب بزن نغمه میخوانم شاید بیدارت کنم خواب را فاصله هم میبرد شعر را واژه را باران کلمات نقطه های...
-
/چراغی روشن/
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:35
/چراغی روشن/ گاهی بر مضرب دو ضرب میشوم تقسیم معادلات جبر میشوم گاهی حداکثر اختیار میشوم تعامل چند فصل از کوپه های قطار میشوم بین دو پل در تکامل تعامل میشوم سکوت جبر و اختیار را تعاون از تعاونی نمره چند میشوم برای سمفونی زندگان مردگان میشوم شکوهی در فصل بهاران پائیزی برگ ریز میشوم برایم شمع روشن میکنی من فانوسی در دل...
-
/شب شعر ماهی ها/
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:34
/شب شعر ماهی ها/ شهری که میبرد چراغ قرمز را زرد در زمستان قصه آدمک ها نغمه میخواند سروده ای برای زمین نقطه های چند نقطگی بر زمین شوریدگی موج ندارد دریا انگار خواب دریا دارد قصه فردا جایی در دل فانوسک دریایی مردی فریاد زد آی دریا شهر مرا در خود خانه دارد دلی دریا به دریا خانه دارد همانجا که مرا شعر میخواند درون جملگی...
-
/خورشید هدایت/
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:33
/ خورشید هدایت/ ای چشمه خورشید هدایت در سپر از دوران تاریخ هدایت بر بر هدف در بر امید چو خورشید ماهو ستاره همه در عشق چو جوشید شعر از کلمات حرف چو باران شود آری این هست نهال بذر تنومند صداقت راستی در بر تعالی متعالی هر کسی که دارد بر خود جوشش چو عالی کوشیدنو جوشش همه در راه بذر حمایت حامی بر کل افلاک و کهکشانها و جلال...
-
زمین تنهایی
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:31
هنر تنها نور تنها معنویت تنها انسانی تنها خدا تنها شعر تنها همه بر هم درون هم بدون هم برای هم خدا تنها شب تنها روز تنها ماه تنها خورشید تنها آدمی تنها آدمک تنها نور تنها رود جوشش دریا خروش خروش موجی موج خروشان زده قطره بارانی تنها بارانی تنها قطرات تنها قطره تنها موج تنها شعر تنها شاعری در هم شکسته خود درون خود گرفته...
-
جهان صلح را سمفونی فالش بر هم زده
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:30
خنده غم را بیدار کرد غمکده را ویران کرد گفت غم چه میبری با خود گفت غم درون خنده یا لب خنده یا لب گریه ماتم درون خنده تلخنده بی خنده خنده از چه گریه برای خنده سمفونی هاهاها خنده خنده گریه های های های دبیر کل صلح ملل خنده خنده های های گریه پرچم آتش زده آتش پرچم زده صلح سفید سیاه زده جهان را باروت ها قیمت زده خون به قیمت...
-
نهال درست رشد زنجیره بر زنجیره ها
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:29
کاش فکر را بارانی کنیم نهال خوبی را رشد بذر ها کنیم نهال درست شدن از بذر شکوفه میکند کاش شکوفه ها را بهار جوانی کنیم نهال آن را بستر یک زنجیره ی انسانی چراغی بر اندیشه های فصل بهاران در شکوفایی کنیم حسام الدین شفیعیان
-
کوچه دلتنگی زمین
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:27
/کوچه دلتنگی زمین/ پنجره نورفشان خورشید میخندید باران نغمه شدو خوش بارید غزل از سرو شدو آسمان دلتنگ بود شعر گم گشتو شاعر همی گم میگشت در پی کوچه ی تردید کمی باران بود ماه از پس پرده چرا نالان بود غم برایش کمی لالایی شعر برایش کمی حرف میشد قصه سرفصل غرلهای دل او میشد حسام الدین شفیعیان
-
قصه زندگی
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:26
غزل خواندم غزل خوانم تو باشی زبر مثنوی خوانم تو باشی زدو بیتی گذر کن گر همی رود زدریا زمثنوی پر از نور زدیوان غزلهای زمینی بخوان شعری زنور اسمانی بباران اشک شعله ور شو بباران شعر دریا را نگاه کن زرنگین کمان باران گرفتن زباران در پی رنگین کمان شو زنو از غزل تا نو به نو شو همی شعر را به خوانو نو زنو شو زکسب دانش از بهر...
-
دشت آرزوها
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:26
من در شعر ها بارانم در زمستان برفی با هم قطاران آدمک زده شب ستاره ی فکری که روشن از خستگیست بحران ستاره در راه درون باران آسمانی که اشک میریزد برای زمین دشت آرزوهای مانده بر گلو بغض گرفته از ماتم و اینجا خط استوای تمام بی خطی های خط کشی شده هست نقطه ی صفر زمین جایی در انتهای قصه ها... حسام الدین شفیعیان
-
کهن و نو در نو به کهن
سهشنبه 24 مرداد 1402 19:24
چراغی میبرد خواب را خواب درون فکری خسته بادبادکی ادمکی پروازی پرواز کن ای فکر درون خوابیده خواب میبرد رویایی را درون کهن تاریخ شمار شمارش تاریخ فصل یکم کتاب نو به درون پل زدن هست پل ها نمیمانند اما تاریخ با تمام فصلهایش پلی به کهن و نو هست حسام الدین شفیعیان