12- سخنانِ دهانِ حکیم نظر لطف مردم را جلب میکند،اما لبهای نادان او را نابود میسازد.

18- حکمت از اسلحۀ جنگ بهتر است،اما یک گنهکار نیکوییِ بسیار را نابود میسازد.

جاماسپ فرزند هوگوه (Hvogva) وزیر گشتاسپ[۱]، همسر پوروچیستا (جوانترین دختر زرتشت)، بوده است. جاماسپ را از نخستین فیلسوفان ایرانی میدانند.
در شاهنامه فردوسی، بخش پادشاهی گشتاسپ بارها از جاماسپ یاد میشود، که جاماسپ با القابی مانند گرانمایه، رهنمون، سر موبدان، شاه رَدان، چراغِ بزرگان، پاکتن، تابندهجان، ستارهشناس، و کسی که در علم به پایه او نمیرسد، کسی که از نهان خبر داشت و... یاد شده است.[۲] [۳] ،[۴]. از مهمترین نقشهایی که در شاهنامه فردوسی به جاماسپ نسبت داده میشود آزاد کردن اسفندیار از بند پدر و راضی کردن او برای مبارزه با ارجاسپ است.
بر اساس روایات زرتشتی، جاماسپ و برادرش فرشوشتر از حامیان زرتشت بودهاند. زرتشتیان در جشن بهمنگان به یاد جاماسپ جامهی سفید میپوشند. پوشندگان لباس سفید در حقیقت با این عمل نمادین بیزاری و برائت خود را از هرگونه ناپاکی و پلیدی، خونریزی و کشتار و آزار و اذیت حیوانات نشان داده و با دستههای گل سفید به دیدار یکدیگر میرفتند و این گلها را به یکدیگر تقدیم میکردند و بر آنند که جاماسپ، وزیر گشتاسپ، این کارها را در این روز انجام دادهاست.
جاماسپی (به پارسیگ: Jāmāspīg) که به نامهای یادگار جاماسپ و جاماسپنامه نیز شناخته میشود از آنِ جاماسپ، فرزانهای ایران باستان و جانشین زرتشت، دانسته شدهاست؛ کسی که پیشگوییهای او در این کتاب شهرتی جهانی دارد.
در جاماسپی، جدا از پیشگویی آیندهای ایران و جهان، از آگاهی ایرانیان باستان در زمینههای هستیشناسی، یزدانشناسی، فلسفهای آفرینش، گیتیشناسی، مردمشناسی (دربارهای هندیها، چینیها، عربها، ترکها، بربرها و …)، اسطورهشناسی، تاریخ و دیگر دانشها اطلاعاتی دست نخست داده شدهاست.

یوحنا بن زِبدی یا یوحنای رسول (یونانی:Ιωάννης حدود ۶ میلادی - حدود ۱۰۰ میلادی) از دوازده یار و شاگرد برگزیدهٔ عیسی (حواریون) بود. در عهد جدید او جوانترین حواری و پسر زبدی و سالومه معرفی میشود. برادرش یعقوب یکی دیگر از دوازده حواری بود. آبای کلیسا او را یوحنای انجیلنویس، یوحنا پاتموس، یوحنای بزرگ و شاگرد محبوب میخوانند و گزارش میکنند که او از دیگر حواریون بیشتر عمر کرد و تنها کسی بود که به مرگ طبیعی درگذشت.
در مسیحیت، او را نویسنده سه بخش از انجیل میدانند: انجیل یوحنا، رسالههای منسوب به یوحنا و مکاشفه یوحنا.
در انجیل، یوحنا، حواری محبوب مسیح، یوحنا پسر زبدی خوانده شدهاست.
در آغاز ماهیگیر بود. یوحنا، از شاگردان یحیی تعمیددهنده بود که با آغاز دعوت عیسی، به پیروانش گروید. بنا به انجیل، پس از برخاستن مسیح از مردگان، یوحنا و پطرس، نخستین کسانی بودند که به زیارت مقبره رفتند و برخاستن عیسی را باور کردند. در مسیحیت، از او به یوحنای محبوب یاد میشود، چراکه یوحنی یار محبوب عیسی مسیح بود و عیسی بر روی صلیب به مریم مادرش گفت "ای بانو، اینک پسرت" و به یوحنا گفت "این مادر توست".
| زادهٔ | ح. ۶ میلادی بیت صیدا، Judaea، امپراتوری روم |
|---|---|
| درگذشتۀ | افسوس، Asia, امپراتوری روم |
![]()
![]()

جلالالدین محمد بلخی (۶ ربیعالاول ۶۰۴ – ۵ جمادیالثانی ۶۷۲ هجری قمری) معروف به مولوی، مولانا و رومی شاعر فارسیگوی ایرانی-فوذ مولوی فراتر از مرزهای ملی و تقسیمات قومی است.[۱۸] ایرانیان، افغانها، تاجیکها، ترکیهایها، یونانیان، دیگر مسلمانان آسیای میانه و مسلمانان جنوب شرق آسیا در مدت هفت قرن گذشته به شدت از میراث معنوی رومی تأثیر گرفتهاند.[۱۸] اشعار او بهطور گستردهای به بسیاری از زبانهای جهان ترجمه شدهاست. ترجمهٔ سرودههای مولوی که با نام رومی در غرب شناسایی شده بهعنوان «محبوبترین» و «پرفروشترین» شاعر در ایالات متحدهٔ آمریکا شناخته میشود
جلالالدین محمد بلخی در ۶ ربیعالاول سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ[۲۸] یا وخش[۲۹] زاده شد.[۲۸] پدر او مولانا محمد بن حسین خطیبی معروف به بهاءالدین ولد و سلطانالعلما، از بزرگان صوفیه و مردی عارف بود و نسبت خرقهٔ او به احمد غزالی میپیوست. وی در عرفان و سلوک سابقهای دیرین داشت و چون اهل بحث و جدال نبود و دانش و معرفت حقیقی را در سلوک باطنی میدانست نه در مباحثات و مناقشات کلامی و لفظی؛ پرچمداران کلام و جدال با او مخالفت کردند.
اسلاف مولانا - چنانکه فرزند او سلطان ولد نیز بدین معنا اشارت دارد از تباری عظیم و بزرگ بودند. البته شاید روایتی که در انتساب سلطان العلما به خلیفه اول یعنی ابوبکر بن ابی قحافه به افواه افتاده و رواج یافته، از آن باشد که نام جد مادری وی «ابوبکر» بودهاست، و بعدها نام شمسالائمه ابوبکر محمد، با نام ابوبکر – نخستین خلیفه راشدین درآمیخته باشد.[۳۸] خاندان بهاءولد هم نسبت صدیقی و ابوبکری داشت و هم نسبت علوی ادعا میکرد.[۳۹]
شاعر پارسیگوی مولانا در ۳۷ سالگی عارف و دانشمند دوران خود بود و مریدان و مردم از وجودش بهرهمند بودند تا اینکه شمسالدین محمد بن ملک داد تبریزی روز سهشنبه ۲۶ جمادیالثانی ۶۴۲ قمری نزد مولانا رفت و مولانا شیفتهٔ او شد. در این ملاقات کوتاه وی دورهٔ پرشوری را آغاز کرد. در این ۳۰ سال، مولانا آثاری برجای گذاشت که از عالیترین نتایج اندیشهٔ بشری است.
جایگاه مولانا در ترکیه بیش از یک شاعر است و به عنوان یک قدیس و مقرب شناخته میشود طریقت مولویه در ترکیه پیروان بسیاری دارد
چنین بود زیستنش، که در مرگش «جمیع ملل با اصحاب دین و دول حاضر شدند، از یهود و رومی و ترک و تاجیک و عرب. و در پیشاپیش تابوتش قرآن و زبور و تورات و انجیل خوانان» با هم در حرکت بودند و کشیشی در توضیح میگفت: «مثال مولانا همچون نان است، و همگان را از نان گریزی نیست. و هیچ گرسنه از نان نگریزد. و شما چه میدانید که او که بود!». خود مولانا هم گفته است:
هفتاد و دو ملت شنوند سر خود از ما
دمساز دو صد کیش به یک پرده چوناییم
