وقتی در امری گارد روح به شدت فعال میشود.مانع سد باز میشود برای تفکر.اتفاقات میخواهند بیفتند.و میفتند.پس یک ترازوی محکم میخواهد.یک نفس تازه.با گارد انسانی.

یک سمت حقیقت هست.یک سمت مارک زدن.طرز تفکر سد میشود.فلان امر میشود مارک فلان. همان امر جاری هم میشود سد.پس میشود بطالت یعنی همان بطالت هم میشود مارک.

4-گارد محافظت روح در بدن هشدار میدهد.هشدار را باز میکند.علت هشدار را در ذهن روان میکند. بعد میفهمی هر امری چه همه موانع دارد.

یک زنجیره که فکر صد جا را باید بکند تا چه چیزی مورد به امر حقیقت شود.و حقیقت محو میشود.چون هر امری مشکل بشود.یعنی یک مدار خطرناک در جهان ماده هست.مدارها در هم.

اگر فلان امر مشکل.فلان امر خطر.فلان امر ضرر.فلان امر نمیشود شود در واقع همان میشود ها هم نمیشود ها میشود.یعنی هر امری صد سد پیدا میکند.
