12 او در جواب گفت، هرآینه به شما میگویم شما را نمیشناسم.
6 و در نصف شب صدایی بلند شد که، اینک، داماد میآید. به استقبال وی بشتابید.
60 لیکن نیافتند. با آنکه چند شاهد دروغ پیش آمدند، هیچ نیافتند. آخر دو نفر آمده
56 لیکن این همه شد تا کتب انبیا تمام شود. در آن وقت جمیع شاگردان او را واگذارده، بگریختند.